نگاه کن
نگاه کن
نگاه کن که برویم در قفس باز است
مرا نه شوق پریدن نه شور پرواز است
ستم کشیده ی عشقم و گر شکسته دلم
ز دست چشم سیاه تو ماه طناز است
تو آمدی و دلم را به موی خود بستی
زدست تو در صد غم به روی من باز است
رهی که توشه ی آن درد و رنج و غم باشد
بروی دل تو گشودی هنوز آغاز است
نه مانده راه گریزی، نه مانده راه امیدی
"رها"به هر سر مویش هزار ویک راز است
علی میرزائی"رها"
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر ۱۳۹۷ ساعت 22:11 توسط علی میرزائی
|
علی میرزایی دبیر باز نشته ی دبیرستان های مشهد