هرچند خاموشم
هرچند خاموشم
هر چند خاموشم ز رخسارم چنین پیداست
دردی به دل دارم نهان اندازه ی دنیاست
اردیبهشت آمد هزاران گل به دامانش
یاس سفیدم چون نگینی بین این گل هاست
فصل بهار دیگران را گل فراوان است
از حسرت یک گل در این دیوانه دل غوغاست
پیرانه سر دیوانه ی این یاس خوشبویم
مجنون صفت کوتاه دستم گرچه از لیلاست
جانم فدایش می کنم شعرم نثار او
تا باعث دل بستگی هایم به این دنیاست
پروانه ام در آرزوی عشق سوزانش
هر جا که باشد این(رها)ی دربه در آن جاست
علی میرزائی(رها)
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۷ ساعت 20:12 توسط علی میرزائی
|
علی میرزایی دبیر باز نشته ی دبیرستان های مشهد