خاطرات گذشته
خاطرات گذشته
ز روزگار و زمانه دل ِپُری دارم
ز خاطرات بد و خوب دفتری دارم
دریغ خاطره های بدم فراوانند
و خاطرات دل انگیز کمتری دارم
ز ماه ِکوزه به دوشی روان به چشمه ی آب
کنار قریه گمانم که دلبری دارم
اتاق سردی و والر و قوری چایی
سگ سفید سیه چشم بر دَری دارم
به روی کاغذ سیگار جمله ای باشرم
نوشته، تا شده در لای آجری دارم
دریغ جمله ی نا خوانده از قضا، لو رفت
چه شرم ها که به نزد برادری دارم
به یاد خاطره های گذشته است اگر
نه واتس اپ و نه لَینی،نه ویبری دارم
گمان کنم که (رها)بعد نیم قرن هنوز
سر کلاسم و با هوش مبصری دارم
علی میرزائی(رها)
+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی ۱۳۹۸ ساعت 16:13 توسط علی میرزائی
|
علی میرزایی دبیر باز نشته ی دبیرستان های مشهد