غم عشق

تو بر موج خيال من پريوا ر

نشستي و مرا كردي گرفتار

دراين غمخانه ي بي جان و خاموش

مرا مثل تومهماني سزاوار

غم عشق تو ونازترا هم

خريدارم خريدارم خريدار

دلم بشكسته زان چشم خمارت

كه من ازدل تو يي ازديده بيما ر

بسي درنا اميدي ها اميد است

من ديوانه را باشي توغمخوار

به ان لعل لب وموي تو سوگند

نمي خواهم كسي جزتو پرستار

اگر خارتوام اي نازنين گل

دراين عالم گلي كي بوده بي خار

قدم بگذاربر چشم ترمن

كه با مژگان كنم راه تو هموار

نمي دانم كه هستي يا چه هستي

كه مي گردم به دورت مثل پرگا ر

ولي دانم چنان خوبي كه نرگس

عرق كرده به ماه دي به گلزار

اگرمردم بدان در آرزويم

كه بينم در قيامت قامت يا ر

به شهروخانه ي خودمن غريبم

به دون تو گرفتارم گرفتار

تراچون گوهري درخانه ي دل

نگهدارد (رها)با شوق بسيا ر

علی میرزائی(رها)