کس نشد آگه

در غمت می سوزم و رویت نمی بینم هنوز

کس نشد آگه ز درد جان مسکینم هنوز

در خزان عمرم و دل در هوای چشم تو

دامنم رنگین چو گل از اشک خونینم هنوز

نیمه شب هایی که در تاب و تبم از دوریت

کس نیاید جز غم هجران به بالینم هنوز

تا که داری گوشه ی چشمی به من ای نازنین

در هوایت روز و شب از پای ننشینم هنوز

عطر تو پیچیده در جان "رها" یاس سفید

مست از بوی توام از خواب دوشینم هنوز

علی میرزائی"رها"