کمال و حسن
کمال و حسن
کرشمه با مژه همدست کرده ای بانو
تو پیروان خودت مست کرده ای بانو
چو آهوان سرشان در کمند خود داری
روان به کوچه ی بن بست کرده ای بانو
برای غارت دل های مبتلا به غمت
کمال و حسن تو یک دست کرده ای بانو
به همره می لعل لبت خماران را
ز چشم خو مَزه پیوست کرده ای بانو
به روی شاخه ی نورسته ای به فروردین
چو گلبنی تو ز نو جست کرده ای بانو
بیا برون به تفرج ببین تو پیر و جوان
به مهر خویش چه پابست کرده ای بانو
(رها)که کنج قفس سر به زیر پر دارد
موقتاً ز عدم هست کرده ای بانو
علی میرزائی(رها)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۷ ساعت 19:56 توسط علی میرزائی
|
علی میرزایی دبیر باز نشته ی دبیرستان های مشهد