گنجینه ای که من دارم
گنجینه ای که من دارم
نشد عیان غم دیرینه ای که من دارم
ز سوز سینه ی بی کینه ای که من دارم
نرفت یاد تو و آن نگاه مهر آلود
ز صفحه ی دل و آیینه ای که من دارم
ز درد و غصه پُر و،از فغان بود لبریز
دل شکسته و این سینه ای که من دارم
شب فراق نشد دامنم تهی از اشک
ببین ز اشک چه گنجینه ای که من دارم
حساب هفته و ماه و فصول رفت از یاد
به هفته گم بود آدینه ای که من دارم
اگر شکست غم و اشک و درد شانه ی من
بعید نیست ز کابینه ای که من دارم
ز عشق "رستم" و "تهمینه" آگهی تو"رها"
قیاس کن من و تهمینه ای که من دارم
علی میرزائی"رها"
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 16:35 توسط علی میرزائی
|
علی میرزایی دبیر باز نشته ی دبیرستان های مشهد